استارت آپ در حوزه پزشکی

خرید بک لینک

چرا اکثر استارتاپ های حوزه سلامت محکوم به شکست هستند؟

در حالی که بازار سلامت دیجیتال به سرعت در حال گسترش است، نود درصد استارتاپ ها درعرض دو تا پنج سال پس از آغاز کار خود، شکست خورده و تعطیل می شوند. این آمار وحشتناک است. از این رو در این مقاله عواملی را که می تواند باعث سقوط استارتاپ های حوزه سلامت شده و این سرنوشت دردناک را به بار آورد، بررسی می کنیم.

کارآفرینی سخت است؛ به خصوص در حوزه سلامت

این روز ها برای هر کاری یک اپلیکیشن وجود دارد، شاید فکر کنید اپلیکیشنی که می تواند مدت زمان ارسال غذای سفارشی را محاسبه کند، ایده جالبی است. هر کارآفرینی می داند یک ایده خوب تنها بخش کوچکی از موفقیت شرکت است؛ مثل یک آجر کوچک در دیوار بزرگ چین. تامین مالی، توسعه محصول، مدل کسب و کار درست، استراتژی بازاریابی مناسب، پیدا کردن و نگه داشتن تیم مناسب، رشد شخصی در قابلیت مدریت وظایف و چالش ها. این ها عواملی هستند که برای موفقیت یک ایده کار آفرینی ضروری هستند. حالا با این اوصاف آن ایده تخمین مدت زمان ارسال غذا، ایده لزوماً موفقی نیست!

در حوزه پزشکی و سلامت همه آن موانع به اضافه مسائلی بیشتری از جمله تعداد زیاد واسطه ها و تصمیم گیران، مقررات سخت و دست و پا گیر و چهارچوب های خاص درون صنعتی وجود دارد. جای تعجب نیست که به رغم بازار رو به رشد، 90درصد از استارتاپ های حوزه سلامت در عرض دو تا پنج سال از زمان شروع کار خود یا نابود شده یا واگذار می شوند. پس از ذکر تمام این اطلاعات ناامید کننده، دلایل شکست استارتاپ های حوزه سلامت را بررسی می کنیم، تا شاید با اطلاع از این عوامل بتوان از وقوع آن ها جلوگیری کرد.

موانع استارتاپ های حوزه سلامت

دلایل شکست استارتاپ های حوزه سلامت

1.فراموش کردن نیازهای بیمار

گرچه هدف اکثر محصولات و خدمات پزشکی ایجاد نتیجه مطلوب برای بیمار است، دردناک ترین اشتباه که یک استارتاپ سلامت ممکن است مرتکب شود، فراموش کردن بیماران است. با این حال، داشتن یک تیم مدیریتی که ترکیبی از پزشکان، متخصصان فن آوری، طرح و مصرف کننده باشد، شانس موفقیت را بهبود می بخشد. بدون شناخت سلیقه و نیازهای بیمار، طراحی یک راه حل ارزشمند غیر ممکن است. علاوه بر این، بیمار باید در کل فرآیند از خلق ایده تا طراحی و توسعه محصول، راه اندازی، و پشتیبانی حضور فعال داشته باشد.

نکته مهم این است که ما در مورد “بیمار فرضی” صحبت نمی کنیم، بلکه حضور بیمار واقعی در برنامه ریزی ها لازم است. به عنوان مثال، اکثر برنامه های ردیابی عادات ماهانه توسط مردان ساخته شده و به طور مناسب توسط زنان آزمایش نمی شوند.

نقش کیلیدی بیمار در استارتاپ پزشکی

2. در نظر نگرفتن دیگر بازیگران حوزه سلامت و درمان

کسب و کار های حوزه بهداشت و درمان آلوده به حیله و تزویر اند. در بسیاری از موارد، استارتاپ ها یک محصول یا خدمات را برای کمک به بیماران طراحی می کنند، اما در واقع محصول خود را به ارائه دهندگان مراقبت های درمانی ارائه می کنند؛ یعنی پزشکان، بیمارستان ها، داروخانه ها، پرسنل متخصص، شرکت های داروسازی، شرکت های بیمه و غیره و حتی اگر آنها به طور مستقیم با تمام ذینفعان مختلف برخورد نداشته باشند، ممکن است حضور پر رنگ آن ها را احساس کنند.

حتی یکی از بزرگترین غول های فناوری یعنی آمازون نتوانست برنامه هایش را برای ورود به بازار دارو عملی کند و مجبور به تغییر استراتژی خود شد. شرکت جف بزوس تصمیم گرفت برای افزایش احتمال موفقیت حود در بازار دارو، شرکت پخش داروی PillPack را به قیمت یک ملیارد دلار خریداری کند. دلیل خرید این بود که آمازون متوجه شد برنامه اولیه اش که ارایه محصولات دارویی در فروشگاه اینترنتی بود با شکست روبرو خواهد شد، از این رو استرانژی اش تغییر کرد. بخشی از این تصمیم به این دلیل است که آمازون قادر نبود بیمارستان های بزرگ را متقاعد کند شیوه سنتی خرید خود را که بر اساس واسطه های متعدد و روابط است، تغییر دهند.

3. مشکل خلق راه حل ارزشمند از نظر بالینی

در چند سال اخیر صد ها اپلیکیشن پزشکی، خدمات درمانی و تجهیزات پزشکی وارد بازار شدند، اما در بسیاری موارد اهمیت بالینی این محصولات مورد تردید است. این مشکل شامل اندازه گیری های نا دقیق، خطا در تفسیر اطلاعات پزشکی، داده های نامربوط و غیر باشد.

به عنوان مثال تعداد زیادی از استارتاپ های حوزه سلامت روی مدیریت بیماری دیابت کار می کنند. در این بیماری پنج عامل وجود دارد که باید تحت نظر گرفته شود که عبارتند از: مصرف دارو، سطح قند خون، فعالیت بدنی، رژیم غذایی و وزن بیمار. اما اکثر اپلیکیشن های مدریت دیابت، این پنج فاکتور را با هم ثبت نمی کنند و غالباً فقط روی ثبت میزان قند خون تمرکز دارند.

4. عدم اعتبار علمی استارتاپ های حوزه سلامت

اگر استارتاپ ها نتوانند به اندازه کافی صبر کنند تا اعتبار علمی محصولشان تایید شود، اصلا نباید وارد حوزه سلامت شوند. مراحل بازاریابی حتما باید پس از جمع آوری شواهد علمی لازم و انجام آزمایش رو جمعیت آماری، شروع شود. در غیر این صورت باید انتظار سرنوشتی مثل شرکت تارانوس و بنیان گذار آن خانم الیزابت هُلمز را داشت.

همه این داستان را می دانند. موفق ترین کارآفرین زن در حوزه سلامت، جوانترین مخترع تکنولوژی های پزشکی؛ و وعده او: با کمک یک قطره خون بیمار در مورد بیماری هایش اطلاعاتی به دست می آورد که در همه عمر از آنها بی خبر بوده. تارانوس همچنین وعده داده بود که به طور چشمگیری هزینه ها را کاهش می دهد، قابل حمل بوده و از همه مهم تر نتایج آن قابل اعتماد است. متأسفانه مشخص شده اکثر این ادعاها نادرست است و حتی شواهدی وجود ندارد که این فن آوری تا به حال کار کرده باشد.

شگست استارتاپ پزشکی ترانوس

5. اغراق کردن در مورد قابلیت های تکنلوژی

ما خیلی علاقه مندیم که فکر کنیم تکنولوژی برای هر مشکلی راه حلی دارد. اما قبل از اینکه ادعایی را مطرح کنیم باید دقت زیادی به خرج داد و شواهد دقیق علمی تهیه کرد چرا که ایجاد امید واهی بسیار خطرناک است. از نظر اخلاقی اشتباه است که شرکتی بدون اینکه خودش مطمئن باشد در بیمار باوری را ایجاد کند که با خرید یک دستگاه یا خدمات میتواند شرایط سلامتی اش را بهبود بخشد. چنین شرکت هایی باید با عواقب کارشان روبرو شوند و زمانی که فریب آنها روشن می شود باید خسارات بوجود آمده را جبران کنند.

لنز گوگل، استارتاپی در حوزه سلامتی

می توانیم دوباره مثال ترانوس را ذکر کنیم. اما متاسفانه، نمونه های دیگری نیز وجود دارد. به عنوان مثال، گوگل در نهایت مجبور شد اعتراف کند که نمی تواند لنز تماسی تولید کند که سطح گلوکز را از اشک اندازه گیری کند. غول تکنولوژی حق ثبت اختراع لنز تماسی با چند سنسور را که قادر به اندازه گیری میزان گلوکوز در اشک است، در سال 2014 گرفت. آنها چهار سال بعد این پروژه را تعطیل کردند. در یکی از اظهارات رسمی، گوگل اشاره کرد که دانشمندان به مدت طولانی در مورد اینکه چگونه از مایعات بدن سطح گلوکز را اندازه بگیرند تحقیق کرده اند، اما اشک برای جمع آوری این اطلاعات گزینه ی بسیار مشکلی است.

6. اجرای نامناسب ایده

آیا طرح نوآورانه شما با سبک زندگی روزمره مخاطبانش هماهنگ است؟ آیا استفاده از این تکنولوژی کار پزشکان و پرسنل درمانی را آسان تر می کند یا بار بیشتری روی دوش آن ها می گذارد؟ اگر ایده شما مراحل درمان را برای بیمار یا پزشک پیچیده تر کند، یا حتی استفاده از آن تکنولوژی نیازمند آموزشی خاص باشد، طرح شما محکوم به شکست است.

در اکتبر سال 2017 پژوهشی در مورد دلایل شکست یک اپلیکیشن پزشکی در یکی از بیمارستان های آمریکا انجام شد. این اپ برای مدیریت بیماری های دیابت و فشار خون طراحی شده بود. یکی از دلایل شکست این برنامه، همخوان نبودن آن با فرآیند کاری پرستاران بود؛ به طوریکه آنها برای استفاده از این اپ مجبور می شدند نرم افزار اصلی بیمارستان را ببندند و وارد اپ جدید شوند، که این موضوع بار جدید بر دوش پرستاران می انداخت. دلیل دیگر شکست اپ نارضایتی بیماران بود. برخی از بیماران نمی توانستند طرز کار اپلیکیشن را یاد بگیرند، بعضی دیگر نمی فهمیدند این اپ برای چه کاری است، بعضی دیگر هم استفاده از گزارشات کاغذی و سنتی را ترجیح می دادند.

پیچیدگی از عوامل شکست استارتاپ های سلامت

7. توجه نکردن به سرعت پایین پیشرفت در صنعت درمان

حوزه سلامت و پزشکی برای استارتاپ هایی که رویای موفقیت سریع را دارند گزینه مناسبی نیست. واسطه های متعدد، قوانین دست و پاگیر و تعداد زیاد دستورالعمل های قانونی باعث می شود سرعت تغییرات در این صنعت کند باشد. به علاوه بازیگران اصلی صنعت پزشکی تمایلی به تغییر ندارند و وقف پذیری آن ها در برابر ایده های نو پایین است. این حقیقت دردناک برای استارتاپ های حوزه سلامت است چرا که برای موفقیت در این عرصه باید سال ها با صبوری شرکت را سرپا نگه دارند.

8. خیلی دیر یا خیلی زود شروع کردن

اگر استارتاپ شما گجتی برای اندازه گیری ساعت خواب و بیداری طراحی کرده یا اپلیکیشنی برای شمارش ضربان قلب یا مصافت پیاده روی روزانه تولید می کنید، خیلی دیر وارد این حوزه شدید. چرا که این ایده ها مدت هاست در همه ی تلفن های هوشمند و گجت ها وجود دارند. یک استارتاپ در حوزه سلامت برای موفقیت، باید مشکلی را در جامعه هدفش پیدا کند و راه حلی واقعی که قبلاً وجود نداشته ارائه دهد.

از طرفی تکنولوژی هایی که بیش از حد نوآورانه هستند و افراد جامعه هنوز نمی توانند خودشان را با آن ها وقف دهند، احتمال موفقیت کمی دارند.

معرفی استارت آپ و عوامل موفقیت یا عدم موفقیت آن...

ما را در سایت معرفی استارت آپ و عوامل موفقیت یا عدم موفقیت آن دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 109 تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 8:40

صفحه بندی